مرتضى مطهرى
118
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
منفعت خاصى اضافه شد كه عبارت است از مقامات معنوى و افاضات غيبى . پس بنگر به حكمت ، سپس به رحمت و بعد به نعمت ، آگاه خواهى شد به ساحت مقدسى كه شگفتيهاى او تو را مبهوت مىكند . سپس به پا دار عدالت را و پايدار باش . شرح : در اين قسمت فلسفهء ثواب و عقاب و فلسفهء تشريع عبادات ذكر شده است . به عقيدهء خواجه ذكر اين فصل به اين مناسبت است كه در فصل پيش نامى از اجر و ثواب برده شده است و شيخ ( ره ) خواسته است در اين فصل فلسفهء اجر و ثواب را ذكر كند . و محتمل است كه ذكر اين فصل - كه يك فصل استطرادى است - تتميمى باشد از آنچه در فصل گذشته راجع به اثر عبادات گفته شد . آنچه در آن فصل گفته شد فايدهء عبادت عارف بود و آنچه در اينجا گفته مىشود فلسفهء تشريع عبادات است مطلقا . خلاصهء اين فصل اين است كه : انسان مدنىّ بالطبع است و بالضروره بايد اجتماعا زندگى كند و ناچار بايد بين مردم معاشرت و داد و ستد وجود داشته باشد و بايد قوانين و مقرراتى باشد عادلانه براى اين معاملات و ارتباطات . قانون عادلانه واضعى لازم دارد كه آن واضع مفروض الطاعة شمرده شود « 1 » ؛ ناچار بايد امتيازى از طريق معجزات از طرف خدا داشته باشد تا مردم اطاعتش را فرض بشمارند ، و ناچار بايد هر يك از مطيع و متمرّد در نزد خدا پاداش و كيفر داشته باشند . از اين رو شناختن و تذكّر حق ضرورت پيدا مىكند ، و براى اينكه اين تذكّر همواره ثابت بماند عبادات فرض شده است و اين عبادات به صورت دائم و مكرر مقرر شده تا تذكّر محفوظ بماند و در نتيجه داعيان الهى كه مردم را به عدالت اجتماعى دعوت مىكنند هميشه زمينهء دعوت آنها فراهم باشد . چنان كه واضح است گذشته از اينكه شيخ ( ره ) در اينجا ثواب و پاداش اخروى را در مورد مقررات اجتماعى ، معلول لزوم عدالت اجتماعى دانسته است ، حتّى تشريع عبادات را نيز مقدمهء عدالت اجتماعى دانسته است . اين است خلاصهء آنچه
--> ( 1 ) . مثل اينكه شيخ علت اين امر را كه واضع قانون بايد رجل الهى باشد مفروض الطاعة بودن و حكومت وى بر وجدانها و اينكه بتواند غريزهء استخدام را در بشر منقاد كند مىداند نه احاطه بر مصالح و عادلانه بودن قانون ؛ به عبارت ديگر مرحلهء اجرا را در نظر گرفته نه مرحلهء وضع و تشريع را . مشهور ، مرحلهء تشريع را در نظر مىگيرند ولى مرحلهء اجرا كه شيخ در نظر گرفته روشنتر است .